شعری از حداد عادل در وصف رهبر انقلاب

                                 ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید

                                    ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه
                                      آفتاب صورتت خورشید فردای همه
                                   ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید
                                        وی نگاه روشنت فانوس دریای همه
                                          ای بیان دلنشینت بارش باران نور
                                          وی کلام آتشینت آتش نای همه
                                   خنده های گاه گاهت خنده خورشید صبح
                                      شعله لرزان آهت شمع شب های همه
                                           قامتت نخل بلند گلشن آزادگی
                                         سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه
                                    گر کسی از من نشانی از تو جوید، گویمش
                                           خانه ای در کوچه باغ دل ، پذیرای همه
                                         لاله زار عشق یکدم بی گل رویت مباد
                                             ای گل رویت بهار عالم آرای همه

                                                   برگرفته از خبرگزاری رجا نیوز

عاشورا تجليگاه سترگ والاترين ارزشهاي معنوي و انساني است

عاشورا تجليگاه سترگ والاترين ارزشهاي معنوي و انساني است، که همواره در هر زمان و مکان همة انسانهاي خداجو و آزاده را به شناخت آن تعاليم و ارزشها و عمل به آنها در زندگي فردي و اجتماعي فرامي‌خواند.

عاشوراي حسيني، تبلور يک الگوي راهبردي در هر زمان براي احياي ارزشهاي ديني و معنوي است، که اگر به درستي تبيين و با فرهنگ جامعه آميخته گردد، آن جامعه شکست‌ناپذير مي‌شود.

از آنجا که قيام، حرکت و شهادت امام حسين و يارانش و اسارات اهل بيت آن حضرت براي خدا و در راستاي احياي دين خدا و سنت پيامبر اسلام(ص) بود، نام و ياد آن حضرت جاودانه شد و الگوي همة دينداران و آزادگان جهان در همة عصرها و نسلها گرديد.

عاشورا و سرزمين کربلا جولانگاه مادي‌گرايان و دنياخواهان از يک سو و تجليگاه خداجويان و معنويت‌گرايان از سوي ديگر بود. سپاه انبوهي که به پيروي از يزيد بن معاويه و عبيدالله بن زياد به فرماندهي عمر بن سعد براي جنگ با ولي خدا در کربلا گرد آمدند، به فرمودة امام حسين(ع): «بنده دنيا بودند و دين چيزي جز لقلقة زبانشان نبود.» آنان فريب دنيا و جلوه‌هاي مادي زودگذر آن را خوردند و خدا و آخرت را از ياد بردند و در يک معاملة زيانبار زندگي سعادتمند و جاودانه ابدي را به سراي زودگذر دنيا فروختند. رضايت يزيد را بر رضايت خدا ترجيح دادند. چنانکه در زيارت اربعين از آنان چنين گزارش شده است:
کساني براي کشتن امام حسين(ع) همدست و هم‌داستان شدند که دنيا فريبشان داد و بهرة خويش را به چيزي فرومايه و بي‌ارزش فروختند و آخرت را به بهاي ناچيز و اندک معامله کردند.
در مقابل اکثريت يزيديان دنياگرا، گروه اندک حسينيان خدا جو قرار داشتند، که چون کوهي استوار و با اتکاي به خدا همة طوفانهاي هوي و هوس را پشت سر انداخته بودند و براي احياي دين و ارزشهاي ديني و معنوي و حفظ جان ولي خدا و اهل بيت او اگر هزار جان هم داشتند حاضر بودند در اين راه فدا نمايند. چنان‌که زهير بن قين به امام حسين(ع) عرض مي‌کند:
«اي فرزند رسول خدا! سوگند به خدا، دوست داشتم که هزار بار ـ در راه تو ـ کشته مي‌شدم و زنده مي‌گرديدم تا خداوند به سبب اين جان نثاري، کشته شدن را از وجود شما و خاندان و برادران و فرزندان و جوانانت دفع نمايد!»
يکي از مسائل معنوي که در واقع اصل و ريشة تمام اموري معنوي و الهي است، ياد و ذکر خدا در هر حال و موقعيت است. آنچه عاشورائيان را جاودانه کرده است اين بُعد زندگي آنان است. آنها مراحل سه‌گانة ذکر قلبي، زباني و عملي را به اوج خود رساندند و هيچ گاه خدا را فراموش نکردند و در پي کسب رضايت خداي خويش بودند. آنان همواره، ذکر «انا لله و انا اليه راجعون»، «لا حول و لا قوهَْْ اِلّا بِالله العلي العظيم»، «الله اکبر» و... را بر زبان جاري داشتند و اگر تقاضاي تاخير جنگ به روز عاشورا نمودند و يک شب از دشمن مهلت خواستند، براي ترس از جنگ و کشته شدن نبود، بلکه براي ذکر و ياد خدا بود، که امام حسين(‌ع) به برادرش عباس(ع) فرمود:
«به سوي آنان بازگرد و اگر توانستي، امشب را مهلت بگير و جنگ را به فردا موکول کن، تا امشب را به نماز، استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازيم؛ زيرا خدا مي‌داند که من به نماز، قرائت قرآن، استغفار و مناجات با خداوند علاقة شديد دارم.»
ذکر و ياد خدا و توجه به معنويت در روز عاشورا از قلب به زبان به اوج خود مي‌رسد و در خطبه‌ها، گفتگوها، رجزها و شعارهاي عاشورائيان آشکار مي‌گردد و در قربانگاه و قتلگاه کربلا به بار مي‌نشيند و عمل مي‌گردد.
سالار شهيدان کربلا آن گاه که با بدني پر از جراحت، غرق در خون بر روي زمين گرم کربلا قرار مي‌گيرد، با اين جملات که از عمق جان بر زبانش جاري شد ، خود را تسليم قضا و قدر الهي مي‌کند:
«در مقابل قضا و قدر تو شکيبا هستم، اي پروردگاري که جز تو خدايي نيست! اي فريادرس دادخواهان که مرا جز تو پروردگار و معبودي نيست! ... به نام خدا و به ياد خدا و در راه خدا و بر دين رسول خدا.»

آثار و کارکردهاي معنويت در دفاع مقدس

عنوان

معنویت نقطه مقابل مادّیت است و به اخلاقیات گفته می­شود. آنچه که جنبه اخلاقی به خود می­گیرد. از قبیل نماز، روزه، برخورد اجتماعی، فداکاری، گذشت، تعاون، خداترسی، انفاق، توکّل، دعا، جهاد، جانبازی در راه خدا و...

معنویت به منزله پشتوانه­ای بزرگ برای کرامتهای اخلاقی انسان به شمار می­رود. این عنصر حیاتی و بسیار مهم در حماسه هشت سال دفاع مقدس سهم ممتازی را ایفا نمود.

از رهگذر معنویت بود که ما دست ذلّت به بیگانه ندادیم و شجاعانه و آگاهانه در مقابل او قد عَلَم کردیم و رزمندگان سلحشور ما با توکل برخداوند متعال و امیدواری نسبت به نصرت الهی، از همه چیز خود گذشتند و به بهترین وجه از عهده جنگ­ 8 ساله سربلند و با افتخار بیرون آمدند. به گونه­ای که یک وجب از خاک مهین عزیزمان در دست دشمن نماند.

 جنگ 8 ساله ما در ادبیات سالهای اخیر به نام « دفاع مقدس» لقب گرفت. ما جنگ را آغاز نکردیم و اصلاً در پی جنگ افروزی نبودیم و هیچگونه طمعی برای فتح سرزمین دشمن نداشتیم. عراق بود که ظالمانه به حریم میهن اسلامی­مان تجاوز کرد و شرق و غرب به کمک او شتافت تا انقلاب اسلامی ما را ساقط کند. اما در اثر ایستادگی همه جانبه ملت، در این توطئه ناکام ماند.

ایجاد روحیه ایثار و شهادت طلبی در قلوب آحاد ملّت، عزّت­پذیری و ذلّت پرهیزی، صفا و اخلاص و شور حسینی، شناخت وظیفه و عمل به تکلیف، تلاش برای جلب رضایت پروردگار یگانه، صبر و استقامت در راه هدف از مهم­ترین آثار و کارکردهای معنویت در 8 سال دفاع مقدس بود و حقیقتاً اگر عنصر مهم و حیاتی معنویت در بین آحاد ملت شریف به ویژه در جوانان غیور این مرز و بوم وجود نداشت نه انقلاب اسلامی به پیروزی می­رسید و نه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می­توانستیم در مقابل توطئه­های گوناگون دشمنان که یکی از این توطئه­ها جنگ 8 ساله بود مقاومت کنیم.

برای شناخت هر چه بهتر معنویت رزمندگان سلحشور ایران اسلامی کافی است نگاهی به وصیت­نامه­های شهدای عزیز داشته باشیم که به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) خواندن این وصیت نامه­ها، انسان را تکان می‌دهد.

بعنوان مثال شهید محمد داودیان در وصیت نامه خود با خدای خویش چنین نجوا می­کند:

خدایا تو می­دانی که شهادت من به خاطر پُست و مقام نیست. به خاطر تکبّر و خودپسندی و عُجب و ریا نیست. شهادت من به خاطر عشق تو و عشق به راه توست. از تو می­خواهم مرا از یاران صالحین قرار دهی و در راه خودت به شهادت برسانی.

در نتیجه باید گفت همانطور که معنویت سبب شد انقلاب اسلامی مان را به پیروزی برسانیم و بعد از پیروزی انقلاب در مقابل توطئه­های گوناگون دشمنان این مرز و بوم مقاومت کنیم باید همچنان این عنصر حیاتی را در خود تقویت کنیم تا در این عرصه – ایستادگی در مقابل دشمنان و نهراسیدن از کید آنان – ثابت قدم باشیم.

آیت الله واعظ طبسی: امروز روز مسامحه و مبهم گویی نیست با صراحت از دشمن تبری كنید

آیت الله عباس واعظ طبسی، ظهر امروز در اجتماع پرشكوه  طلاب، روحانیان و مردم مشهد كه با هدف محکوم کردن هتک حرمت عاشورای حسینی در حرم امام رضا(ع) تجمع كرده بودند اظهار داشت: این ایام و به خصوص این اساعه ادب و حادثه دردناک را به ساحت مقدس امام حسین(ع) و پیشگاه حضرت امام عصر ارواحناله الفداء و رهبر معظم انقلاب و همه مسلمانان،شیعیان، استقلال طلبان و عزت خواهان تسلیت عرض کرده و از رابطه عاطفی و اعتقادی فکری مستحکمی که مردم ما با خاندان عصمت و طهارت دارند سپاسگزارم.


وی با بیان اینکه این هتک حرمت نه تنها مسلمانان بلکه قلب هر انسانی را متالم کرد، گفت: باید از هر گونه اقدامی که موجب متشنج شدن جو و شکستن فضای آرام که خواسته دشمن و رادیوهای بیگانه است، جلوگیری کرده، و از عواملی که این حادثه را آفریدند و این کودتا نرم و مخملی را دنبال کردند با ذهنی متمرکز و نگاهی واقع بینانه تحلیلی درست داشت تا بتوانیم با تدبیر ومنطقی استوار به دنیای سلطه نشان دهیم که اشتباهی بزرگ مرتکب شده است.

ادامه نوشته

سایه شوم (خاطرات زن(خانم‌ مهناز رئوفي) نجات يافته از بهائيت)

دوستان هم بلاگي هر چند زيادي مطالب شما دوستان عزيز را خسته مي كند ولي دوستان ومبارزان با جنگ نرم پيشنهاد مي كنم  حتما اين مطلب را  تا آخر بخوانيد لازم است .

خانم‌ مهناز رئوفي، در محيط‌ بهائي رشد يافت، اما فسادها و تناقضهايي‌ که‌ در کار همکيشان‌ خود (بويژه‌ سران‌ محفل‌ بهائيت) ديد،‌وي را بشدت‌ از اين‌ مسلک‌ بيزار کرد‌ و اين‌ امر، همراه‌ با مطالعه‌ مستقيم‌ درباره‌ اسلام، باعث‌ تشرف‌ او‌ به‌ اسلام‌ و تشيع‌ گرديد. خاطرات‌ خانم‌ رئوفي‌ که‌ اخيراً‌ تحت‌ عنوان‌ « سايه‌ شوم؛ خاطرات‌ يک‌ نجات‌يافته‌ از بهائيت» توسط‌ انتشارات‌ کيهان‌ نشر يافته، حاوي‌ نکات‌ بسيار جالبي‌ در افشاي‌ مواضع‌ ضد اسلامي‌ و ضد انقلابي‌ تشکيلات‌ بهائيت‌ است.

با هم‌ بخشهايي‌ از آن‌ را مي‌خوانيم:

بهائيان‌ دو دسته‌اند‌
فساد اخلاقي‌ در بهائيت‌
در بهائيت‌ هر گونه‌ تعصبي‌ ممنوع‌ است‌ و اين‌ ريشه‌ در سياست‌ استعمار دارد که‌ با ترويج‌ اين‌ اعتقاد، تعصب‌ ملي، تعصب‌ ديني، تعصب‌ وطني‌ و هر عرق‌ و علاقه‌ و غيرتي‌ را از انسان‌ مي‌گيرد تا به‌ راحتي‌ بتواند بهره‌کشي‌ کند... خيلي‌ از خانمها[ي‌ بهائي]... لباسهاي‌ نازکي‌ مي‌پوشيدند و منظره‌ بسيار کريه‌ و زشتي‌ به‌ وجود مي‌آوردند و روِ‌ساي‌ تشکيلات‌ چيزي‌ به‌ آنها نمي‌گفتند و آزادي‌ مطلق‌ داده‌ بودند. ديگر کسي‌ حق‌ اعتراض‌ نداشت.‌ ‌

بي‌بند و باران‌ تشويق‌ هم‌ مي‌شوند!
در جامعه‌ مسلمانها، هر کس‌ در رعايت‌ حجاب‌ و يا خلوت‌ با اجنبي‌ کوتاهي‌ نمايد مورد اعتراض‌ و بازخواست‌ افکار عمومي‌ (و نه‌ تشکيلاتي) واقع‌ شده‌ و با او برخورد مي‌شود و در جامعه‌ بهائي‌ هر کس‌ بي‌حجابتر باشد به‌ اصطلاح‌ باکلاستر و بافرهنگ‌ جلوه‌ مي‌کند و هر کس‌ براي‌ ايجاد ارتباط‌ با اجنبي‌ راحت‌تر و در واقع‌ گستاخ‌تر باشد امروزي‌تر و در تشکيلات‌ از عزت‌ و احترام‌ بيشتري‌ برخوردار خواهد بود. من‌ در مقايسه‌ اين‌ دو جامعه‌ وقتي‌ به‌ اعمال‌ و رفتار بعضي‌ از مسلمانان...، خصوصاً...به‌ خلافکاران‌ و معصيت‌کاران، فکر مي‌کردم، مي‌ديدم‌ آنها کساني‌ هستند که‌ تربيت‌ مذهبي‌ نشده‌اند و از احکام‌ و دستورات‌ اسلام‌ سرپيچي‌ کرده‌اند... اما در بهائيان‌ اگر اعمال‌ خلافي‌ سر مي‌زند براي‌ اين‌ است‌ که‌ هيچ‌گونه‌ مانع‌ شرعي‌ ندارند. در واقع‌ اسلام‌ را نمي‌شود در اعمال‌ مسلمانان‌ جستجو کرد ولي‌ بهائيت‌ را در اعمال‌ بهائيان‌ مي‌توان‌ يافت؛ چون‌ اگر اعمال‌ نابجايي‌ از افراد مسلمان‌ سر مي‌زند به‌ علت‌ بي‌توجهي‌ به‌ تعليمات‌ اسلام‌ است.‌ ‌

ارتباط‌ با علما ممنوع!‌
بهائيان‌ فقط‌ در صورتي‌ با مسلمانان‌ رفت‌ و آمد دارند که‌ مطمئن‌ باشند هيچ‌ خطري‌ آنها را تهديد نمي‌کند و ضمناً‌ مي‌توانند بهائيت‌ را تبليغ‌ کنند و باعث‌ تبليغ‌ افکار بهائي‌گري‌ شوند. آنها فقط‌ با افراد کاملاً‌ بي‌سواد و عامي‌ صحبت‌ مي‌کردند و من‌ هيچ‌وقت‌ نديدم‌ که‌ يک‌ بهائي‌ با يک‌ عالم‌ مسلمان‌ بنشيند و از بهائيت‌ حرفي‌ بزند؛ مي‌دانستند که‌ محکوم‌ مي‌شوند. لذا اصلاً‌ با عالمان‌ و تحصيل‌کردگان‌ و خـصـوصـاً‌ روحـانـيـون‌ هـيـچ‌گـونـه‌ بـحـثـي‌ پـيش‌ نمي‌کشيدند.‌ ‌

شستشوي‌ مغزي‌ کودکان‌
[زماني‌ که] معلم‌ مهد کودک‌ بهائيان‌ شدم... برنامه‌هايي‌ که‌ به‌ من‌ مي‌دادند تا به‌ بچه‌ها بياموزم‌ کاملاً‌ در راستاي‌ شستشوي‌ مغزي‌ آنها بود و من... مي‌ديدم‌ که‌ چگونه‌ از 3 سالگي، کودکان‌ را نسبت‌ به‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ بدبين‌ مي‌کردند و... مغز کوچک‌ آنها را با خرافات‌ و اوهامي‌ که‌ ارمغان... بهاء و عبدالبهاء بود پر مي‌کردند و چگونه‌ با آوردن‌ مثالها و بيان‌ داسـتـانـهـايـي، آنـان‌ را از خارج‌ شدن‌ از بهائيت‌ مي‌ترساندند و با [وجود] اين‌ ترس‌ و وحشتي‌ که‌ در دل‌ کودکان‌ از انتخاب‌ راهي‌ به‌ جز راه‌ بهاء مي‌انداختند و با وحشتي‌ که‌ آنان‌ از طرد شدن‌ و اخراج‌ شدن‌ از خانه‌ و خانواده‌ داشتند، شعار بي‌اساس‌ «تحرّ‌ي‌ حقيقت» را سر مي‌دادند و به‌ ظاهر وانمود مي‌کردند که‌ بهائيان‌ در پانزده‌ سالگي‌ پس‌ از تحري‌ حقيقت‌ مي‌توانند راه‌ خود را انتخاب‌ نمايند...، در حالي‌ که‌ هيچ‌ کدام‌ از بهائيان‌ حق‌ نداشتند... کتابهاي‌ ساير جوامع‌ را مطالعه‌ کنند، حق‌ نداشتند کتابهاي‌ رديه‌ را که‌ بيشتر، بهائيان‌ مسلمان‌ شده‌ آنها را نوشته‌ بودند مورد مطالعه‌ قرار دهند...‌

بگذار مردم‌ با موشک‌ باران‌ صدام‌ بميرند!‌
در زمان‌ جنگ‌ [ايران‌ و عراق] وقتي‌ مردم‌ کشته‌ مي‌شدند، بهائيان‌ با بي‌رحمي‌ تمام‌ مي‌گفتند از اين‌ مسلمانان‌ هرچه‌ کشته‌ شود کم‌ است. خصوصاً‌ وقتي‌ راديوهاي‌ خارجي، آمار شهادت‌ رزمندگان‌ را در جبهه‌ها به‌ اطلاع‌ مردم‌ مي‌رساندند... با ناسزاگويي‌ به‌ رزمندگان‌ ابراز مسرت‌ و خشنودي‌ مي‌کردند. بهائيان‌ در زمان‌ جنگ‌ با کناره‌جويي‌ از شرکت‌ در جبهه‌ها اعلام‌ کردند که‌ مخالف‌ جنگ‌ هستند و به‌ بهانه‌ عدم‌ دخالت‌ در سياست‌ از به‌ دست‌ گرفتن‌ سلاح‌ امتناع‌ کردند و کوچکترين‌ فعاليتي‌ براي‌ دفاع‌ از کشور از خود نشان‌ ندادند... آنها که‌ دائماً‌ در کلاسها و مجالس‌ از عشق‌ به‌ عالم‌ بشريت‌ دم‌ مي‌زدند، آنان‌ که‌ از الفت‌ و محبت‌ طوري‌ سخن‌سرايي‌ مي‌کردند که‌ گويي‌ برتر و مهربانتر از همه‌ اقشار عالمند، در عمل‌ نه‌تنها بويي‌ از انسانيت‌ و محبت‌ نبرده‌ بلکه‌ درنده‌خويي‌شان‌ گُل‌ مي‌کند و از خبر شهادت‌ جوانان‌ عزيز اين‌ مرز و بوم‌ اظهار خوشحالي‌ و مسرت‌ مي‌کنند.‌ ‌

شادي‌ در رحلت‌ امام‌
[در جـريـان] رحـلـت‌ امـام(رحمت الله علیه) ازدحام‌ جمعيت‌ دل‌سوخته‌ و آن‌ نمايش‌ حقيقي‌ مراسم‌ عزاداري‌ در باور نمي‌گنجيد. آن‌ همه‌ ايمان...، عشق... و... التهاب، انسان‌ را وادار به‌ حسرت‌ و غبطه‌ مي‌کرد. سنگ‌ در آن‌ روز مي‌گريست‌ و من‌ شاهد اشک‌ بچه‌هاي‌ برادرم‌ بودم‌ که‌ قلبشان‌ رئوفتر و پاکتر بود. قلب‌ خودم‌ از جا کنده‌ مي‌شد...، اما بهائيان‌ وقتي‌ به‌ هم‌ مي‌رسيدند اين‌ خبر ناگوار و اين‌ مصيبت‌ گران‌ مردم‌ دلسوخته‌ را به‌ هـم‌ تـبـريـک‌ مـي‌گفتند و اگر جشن‌ و پايکوبي‌ نمي‌کردند از ترس‌ مردم‌ بود.‌


يک‌ بسيجي، مرا آگاه کرد‌

با اشاره‌ به‌ گفتگويش‌ با يک‌ بسيجي‌ خدمتگزار به‌ نام‌ مهدي‌ صالحي‌ (که‌ چندي‌ پس‌ از جنگ‌ تحميلي، هنگام‌ خنثي‌سازي‌ مين‌ در شلمچه‌ به‌ شهادت‌ رسيد) مي‌نويسد:‌
مهدي‌ ذهنيت‌ مرا نسبت‌ به‌ اسلام‌ تغيير داد و طوري‌ به‌ تبليغ‌ اسلام‌ پرداخت‌ که‌ واقعاً‌ منقلب‌ شدم‌ و شک‌ و ترديدم‌ نسبت‌ به‌ حقانيت‌ بهائيت‌ بيشتر شد. آن‌ روز... من‌ به‌ مطالبي‌ پي‌ بردم‌ که‌ قبلاً‌ از آنها بي‌اطلاع‌ بودم‌ و در اثر تبليغات‌ سوء تشکيلات، عکس‌ قضيه‌ در مغزم‌ فرو رفته‌ بود. عمده‌ مطالب‌ اين‌ که‌ تشکيلات‌ اسلام‌ را براي‌ ما ديني‌ کوچک‌ و عقب‌افتاده‌ که‌ پر از خرافات‌ و اوهام‌ است‌ معرفي‌ کرده‌ بود و من‌ فهميدم‌ که‌ بهائيان‌ اعتقادات‌ خرافي‌ بعضي‌ از مردم‌ بي‌سواد و بي‌اطلاع‌ را به‌ عنوان‌ اسلام‌ به‌ ما معرفي‌ کرده‌اند، در حالي‌ که‌ خود اسلام‌ ديني‌ بسيار جامع‌ و کـامـل‌ و بـي‌نـقـص‌ اسـت‌ کـه‌ بسيار انسان‌ساز و تعالي‌بخش‌ است.‌

ديگر به‌ بهاء و عبدالبهاء ايمان‌ ندارم!‌
خانم مهناز رئوفي در شرح‌ گفتگوي‌ خود با يک‌ فرد بهائي‌ (به‌ نام‌ آقاي‌ منطقي) در خانه‌ خويش، در ايام‌ ناراحتي‌ شديد خود از سران‌ محفل‌ بهائيت‌ مي‌گويد:
در حالي‌ که‌ وسايلم‌ را جمع‌ مي‌کردم‌ چشمم‌ به‌ تابلوي‌ عکس‌ عبدالبهاء افتاد. با عصبانيت‌ تابلو را برداشتم‌ و بر زمين‌ کوبيدم‌ و با هر دو پا روي‌ آن‌ ايستادم‌ و گفتم: تشکيلاتي‌ که‌ ارمغان‌ اراجيف‌ توست‌ مرا بدبخت‌ کرد... آقاي‌ منطقي‌ لبخند تلخي‌ زد و گفت: تو خيلي‌ اشتباه‌ کردي. اتفاقاً‌ اعضاي‌ محفل‌ حرفه‌اي‌ترين‌ خلاف‌ کاريهاي‌ دنيا هستند و کثيف‌ترين‌ گناهان‌ از آنان‌ صادر مي‌شود. خود من‌ شاهد تعويض‌ زنان‌ محفل‌ با همديگر بوده‌ام‌ و به‌ حدي‌ از آنان‌ کثافتکاري‌ و رذالت‌ ديده‌ام‌ که‌ اگر پاکترين‌ افراد عضو محفل‌ شوند هرگز به‌ آنان‌ اعتماد نخواهم‌ کرد. حرفهاي‌ آقاي‌ منطقي‌ برايم‌ تازگي‌ داشت‌ او از غيرانساني‌ترين‌ اعمال‌ که‌ از اعضاي‌ محفل‌ قبل‌ از انقلاب‌ سر مي‌زد برايم‌ گفت‌ و ايرادهايي‌ اساسي‌ از خود بهائيت‌ گرفت... من‌ مبهوت‌ و متحير به‌ آقاي‌ منطقي‌ نگاه‌ مي‌کردم. او به‌ چه‌ جراتي‌ چنين‌ چيزهايي‌ را مي‌گفت‌ به‌ او گفتم: از اين‌ که‌ طرد شويد نمي‌ترسيد؟ گفت... تصميم‌ داريم‌ به‌ خارج‌ از کشور برويم‌ و از دست‌ بکن‌نکن‌هاي‌ اين‌ تشکيلات‌ راحت‌ شويم. گفتم‌ پس‌ چه‌ کسي‌ واقعاً‌ بهائي‌ است؟ همه‌ که‌ يا از ترس‌ بهائي‌ مانده‌اند يا منفعتي‌ را دنبال‌ مي‌کنند يا مثل‌ شما، ظاهراً‌ بهائي‌ هستند. پرسيدم‌ به‌ بهاء و عبدالبهاء چه؟ به‌ آنها هم‌ ايمان‌ نداريد؟ عينکش‌ را کمي‌ بالاتر برد، دستي‌ بر محاسن‌ خود کشيد و گفت: آدمهاي‌ زرنگي‌ بوده‌اند؛ خوب‌ توانستند چيزي‌ مشابه‌ با اديان‌ ديگر درست‌ کنند. علاوه‌ بر مقام‌ و منزلت، پول‌ خوبي‌ هم‌ به‌ جيب‌ زدند...!‌
منبع: ايام 29

كارشناس مسائل سياسي:بهائيت به رهبري صهيونيزم پشت پرده جريان فتنه تكاپو مي‌كند

نعمت‌ا... باوند كارشناس و پژوهشگر مسائل سياسي امروز دوشنبه در گفتگوي زنده تلويزيوني با شبكه خبر در خصوص اهانت صورت گرفته در روز عاشورا با اشاره به تحركات يكي از شخصيت‌هاي سياسي قبل و بعد از انتخابات گفت: با همين شخصيت كه سوال و جواب شد ايشان گفت فساد رو به گسترش است و از نظام نيز چهره سياهي ساخت چطور آن زمان كه اساس بعضي فسادها كه منتهي به فتنه‌هاي خاص اجتماعي مي‌شود انكار و پوشاندند و زماني كه از دولت خارج شدند گفتند نظام رو به گسترش است كه اين نفاق است و مردم قانع نشدند و فرزندان وي نقش اصلي در آشوبها را داشتند كما اين‌كه پسر وي 19 سال در وزارت نفت بسياري از قراردادهاي غيرقانوني را منعقد كرده است.

در ادامه اين برنامه باوند در ارزيابي شرايط امروز جامعه و اتفاقات رخ داده در روز عاشورا گفت: استراتژي دشمن اول طرح بحث انتخابات بود كه گفتند قانون اساسي را قبول داريم، بعد جمهوري ايراني مطرح شد كه قانون اساسي نقض شد و وقتي كه جلوتر آمدند حقوق ملت مظلوم فلسطين و مظلومان جهان نقض شد و بعد از آن به حضرت امام (ره ) اهانت شد. اين اهانت از سوي كساني كه مدعي خط امام و حتي در مواردي از ياران امام - كه استحاله شده بودند - صورت گرفت.
باوند ادامه داد: اين افراد حتي با اهانت به ساحت امام راحل گفتند با اصل ولايت فقيه مخالف هستيم. در حالي كه اصل ولايت فقيه حضرت صاحب و خود امام حسين (ع) است.

ادامه نوشته

تازه‌ترين شعر عليرضا قزوه درباره حرمت‌شکني‌هاي ديروز در تهران

 عليرضا قزوه در باره حوادث و حرمت شکني هاي ديروز تهران شعري سروده است.

شام غريبان حسين امشب است...

آن روزها

هر وقت پرده خوان
از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت
به کربلا که مي رسيد
نقل علي اکبر مي خواند و مي گريست
حتي گاهي قوّال با شمشير
مي زد به پهلوي خود
حالا به جاي قاسم و عباس
دارند روضه سهراب مي خوانند
به جاي رقيه
دارند روضه ندا را فرياد مي کنند...
اين نقل
نقل پرده دران است
بزن به طبل لجاجت طبّال
که مير بي بي سي
امشب به کربلا وارد مي شود

ادامه نوشته

خبر:فراخوان مقاله جمعیت دفاع از ملت فلسطین به مناسبت سالگرد جنگ 22 روزه غزه  

مرکز اسناد و مطالعات راهبردی خاورمیانه جمعیت دفاع از ملت فلسطین به مناسبت نخستین سالگرد جنگ 22 روزه و حماسه غزه از تمامی صاحبنظران ، دانشگاهیان ، نویسندگان و پژوهشگران دعوت به عمل می آورد تا آثار مکتوب خود در محورهای ذیل را حداکثر تا تاریخ 30/10/1388 به این مرکز ارسال دارند.  مقالاتی برگزیده ، در کتابی به همین مناسبت چاپ و به نویسندگان جوایز ارزشمندی تعلق می گیرد.

محورها :
-زمینه ها و شرایط سیاسی منطقه و فلسطین پیش از جنگ 22 روزه
-بررسی حقوقی محاصره غزه از سوی رژیم صهیونیستی و مصر
-شرایط فرآیند مقاومت فلسطینی قبل از جنگ 22 روزه
-بررسی راهبردی شرایط عملیات جنگی دو طرف درگیر
-نقش سیاسی دولت های منطقه خاورمیانه در جنگ 22 روزه
-نقش توده های امت اسلامی در جنگ 22 روزه
-پیامد های جنگ 22 روزه در سطح منطقه ای و بین المللی
-بررسی حقوقی و سیاسی گزارش گلدستون و پیامد های سیاسی آن برای رژیم صهیونیستی
-غزه و مقاومت پس از یک سال
-بررسی نقش رسانه ها در بازتاب تحولات جنگ 22 روزه و تاثیر آن بر نتایج سیاسی این جنگ

ادامه نوشته

22نتيجه جنگ 22 روزه(محمد صرفي)(به مناسبت نخستين سالگرد جنگ 22 روزه و حماسه غزه)


جنگ 22 روزه رژيم صهيونيستي عليه مردم مظلوم غزه را، از منظرهاي گوناگون مي توان به ارزيابي نشست. اين جنگ بدون شك تاثير عميقي برسرنوشت فلسطين و آينده منطقه خواهد داشت. آنچه مي خوانيد 22 نتيجه از نتايج اين جنگ نابرابر است كه به صورت فهرست وار معرفي مي شود و هر كدام مي تواند موضوع يادداشتي مستقل باشد.

1-اولين نتيجه مهم جنگ 22 روزه غزه، شكست نظامي رژيم صهيونيستي بود. اين رژيم در حمله به غزه به هيچ كدام از اهداف نظامي خود دست نيافت و نتوانست هيچ شهري را به تصرف درآورد يا ضربه كاري و قابل تاملي به حماس وارد كند.

2- اين جنگ باعث بي اعتمادي بيشتر ساكنان رژيم صهيونيستي به سران خود شد. ساكنان مناطق اشغالي اينك دريافته اند كه ادامه حضور آنان در سرزمين اشغال شده ديگران بهاي گران دارد و فلسطين هيچگاه مكان امني براي سكونت آنها نيست.
ادامه نوشته

شهيد آويني :هر كه مي خواهد ما رابشناسدداستان كربلا را بخواند

برگرفته از سايت :بي معرفت

غزلي تازه از مرتضي اميري اسفندقه:مگذار ابليس از اين فتنه به قهقاه بيفتد

مگذار كه اين قافله از راه بيفتد

اين قافله از راه به ناگاه بيفتد

مي‌ترسم از اين زخم كه بي‌بخيه بماند
آن‌قدر كه يك مرتبه خون راه بيفتد

مي‌ترسم از اين مضحكه تفرقه، مگذار
ابليس از اين فتنه به قهقاه بيفتد

مگذار نگيني كه منقش به نقيب است
در چنبر انگشتر بدخواه بيفتد

مولايي و مردي كن و مگذار، پس از اين
در بين رجال اين همه اشباه بيفتد


ادامه نوشته

حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا

 « حر بن یزید بن ناجیه ریاحی » چه قبل از مسلمان شدن و چه بعدش، در میان قوم خود از عزت و احترام زیادی برخوردار بود.
جد او، « عتاب »، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، « احوص »، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود. ابن زیاد حر را که از سران کوفه به شمار می‌رفت، برای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد.
حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی‌رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید.

ادامه نوشته

جام زهر/ پیامی برای همیشه تاریخ

بخش هايي از پيام:

ما درصدد خشکانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و کمونيزم در جهان هستيم.
ما تصميم گرفته ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را که بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود کنيم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه عليه و آله و سلم - را در جهان استکبار ترويج نماييم.

 

... ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پابرهنگانيم.

ما غير از خدا کسى را نداريم.

و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داريم.

و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود.

 

... امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بى درد شروع شده است.

و من دست و بازوى همه عزيزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده اند مى بوسم، و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و کمال نثار مى کنم.

 

ادامه نوشته

سخنان امام خميني (ره) به جوانان در منشور روحانيت

امام خميني (ره) به جوانان در منشور روحانيت مي فرمايند:

من در اينجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن مى دانم که زبان به وصف و تقدير از آنان بگشايم. خداوند پاداش عظيم اينهمه اخلاص و رشد و بندگى را خواهد داد ولى به آنان که ناآگاهانه مردم شريف و عزيز ما را متهم به رويگردانى از اصول و انقلاب و روحانيت مى کنند سفارش و نصيحت مى کنم که در گفتار و کلمات و نوشته‌ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجاى خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند. مسئله ديگر اينکه امروز مقابله و تجزيه روحانيت انقلابى به سود کيست؟دشمنان از ديرباز براى اختلاف افکنى ميان روحانيون آماده شده اند. غفلت از آن، همه چيز را برباد مى دهد.

براي مطالعه بيشتر جوانان ودوستان عزيزپايداري ومبارزان باجنگ نرم براي مطالعه بيشتر به لينك زير مراجعه كنيد:

http://www.socialnice.com/article-print-83.html



معرفي كتاب :لبخند بي نهايت

امروز مي خواهم در وبلاگ پايداري يكي از دوستان عزيز ونويسنده خوب وتوانمند كشور عزيزمان را به شما دوستان معرفي كنم.

نويسنده كتاب لبخند بي نهايت:جناب آقاي احمد ایزدی

تاليفات ديگر اين نويسنده عبارت است از :

کتاب مثل مالک / شهید حاج یونس زنگی آبادی/ 1385
کتاب پیراهن خاکی / شهید علی ماهانی /1386
کتاب پاسدار کوچولو/ شهید محمّد علی سلاجقه/ داستان کودک و نوجوان/1386
کتاب ذرّه ای ترس / شهید حاج محمّدمهدی کازرونی/1386
کتاب فرمانده جوان / شهید حسین نادری1387/
کتاب سیّد پا برهنه/ شهید سیّد حمید میرافضلی/1387
کتاب معلّم/ شهید محمّد رضا کاظمی زاده/ 1387
کتاب گل محمّدی/ شهید محمّد تقی ابوسعیدی/ تقدیر شده در چهاردهمین دوره انتخاب کتاب سال1387استان کرمان
کتاب شیشه و سنگ/ شهید حاج علی بهزادی/ 1387
کتاب مردی شبیه عکس هایش/ شهید حاج مهدی طیاری/1388
کتاب پایین دژ/ شهید حاج علی محمدی پور/ 1388
تقدیر شده در پانزدهمین دوره انتخاب کتاب سال استان کرمان به واسطه ی تألیف چهار کتاب پیرامون دفاع مقدس در سال 1388
کسب مقام دوم در مسابقات وبلاگ با وبلاگ:http://sarlohe.blogfa.com

معرفي كتاب:نبرد سايه ها


این کتاب به واکاوی پروژه جنگ نرم بر ضد انقلاب اسلامی پرداخته است.

مولف در چهار فصل، هزار راه نرفته، آخرین نبرد،اشکال و صورت های جنگ نرم ، چه باید کرد همراه با ضمیمه ای تحت عنوان علوم انسانی و استادان دگراندیش به بررسی مقوله جنگ نرم پرداخته است.
برگرفته ازسايت دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها


سردار سپاه اسلام، شهيد حاج عماد مغنيه


به گزارش شیعه آنلاین، شهید "عماد مغنیه" که تیغی بود در گلوی رژیم صهیونیستی از سوی برخی رسانه های غربی با لقب "روباه" و "بن لادن شیعه" معرفی می شد.

 "أنیس نقاش" روزنامه نگار سرشناس لبنانی پس از متهم شدن به تلاش برای ترور "شاپور بختیار" نخست وزیر رژیم پهلوی از سوی نیروهای امنیتی فرانسه بازداشت شد و حدود ده سال در زندان به سر برد و در سال 1990 میلادی آزاد شد. وي در مورد "عماد مغنیه" می گوید: می گویند وی در سال 1975 میلادی با فردی به نام "کارلوس" که اکنون یکی از کارکنان "موسسه پژوهش اسلامي الأمان" است، در گروگان گیری وزرای نفت در وین شرکت کرد اما من در مورد صحت اين عملیات اطلاعاتی ندارم.
ادامه نوشته

لبيك يا حسين

ساخت ديوار فولادي توطئه جديدآمريكا، مصر و اسرائيل

مردم مظلوم غزه كه سال هاست در محاصره اسرائيل قرار دارند، گرچه خود را با شرايط جديد تطبيق داده و توانسته اند همچنان به مقاومت خود عليه رژيم اشغالگر صهيونيستي ادامه دهند، به تازگي در معرض توطئه جديدي قرار گرفته اند.

براساس اين طرح كه اضلاع مثلث آن را مصر، آمريكا و اسرائيل تشكيل مي دهند، دولت آمريكا، هزينه مالي، اسرائيل تجهيزات و لوازم آن و مصر هم اجراي آن را به عهده خواهد داشت.
طرح موسوم به ديوار فولادي قرار است در مرز مصر و غزه و گذرگاه رفح در اعماق زمين اجرا شود، تا به ادعاي اين سه كشور، مبارزان فلسطيني در آينده نتوانند، سلاح، مهمات و مايحتاج خود را از طريق مصر به غزه منتقل كنند.
اين طرح كه به شدت مخفي مانده بود، زماني فاش شد كه كشاورزان ساكن در منطقه، متوجه رفت و آمدهاي مشكوك مسئولان بلندپايه مصري و متعاقب آن قطع درختان در محل سكونت خود در مرز شدند.
روزنامه صهيونيستي هاآرتص كه جزئياتي از اين طرح را فاش كرده آن را بسيار طرح بزرگ و مهمي به شمار آورده است كه براساس آن در اعماق 30 متري زمين، ورق هايي شبيه ديوار فولادي به طول 11 كيلومتر در خاك مصر تعبيه خواهد شد.
همچنين دركنار اين طرح، استفاده از تجهيزات پيشرفته الكترونيكي شامل دوربين هاي حساس به حركت، سنسورها و چندين گيت امنيتي و غيره پيش بيني شده است.
گرچه تاكنون مردم منطقه و ساكنان غزه، اجراي اين طرح را ناممكن مي دانند و آن را به سخره مي گيرند، اما در آينده ممكن است مقاومت را با خطر مواجه كند.

ادامه نوشته

تحليلي بر نقش وتاثير كتاب در ترويج فرهنگ مقاومت

چكيده:

رسالت خطيركلام مكتوب دربسط وترويج فرهنگ ناب اسلامي درطي ادوارواعصارگذشته بركسي پوشيده نيست چراكه يكي ازمولفه هاي اساسي حفظ وصيانت از باورها،ارزشهاي ملي ومذهبي وهمچنين ثبت وانتقال رخدادهاورويدادهاي تاريخي، كلام مكتوب مي باشد.كتاب بعنوان بستروزمينه نگارش مطلب،همواره درانتقال مفاهيم ارزشي، نقشي مهم ايفانموده و باعث پديدآمدن فرهنگي تحت عنوان فرهنگ مكتوب گرديده است.دراين نوشتارسعي مي شودنقش وجايگاه كتاب درثبت،نگهداري وانتقال فرهنگ پايداري وترويج ارزشهايي نظيرايثاروشهادت درقالب ادبيات دفاع مقدس درجامعه تبيين شده وروشن گردد.ازسويي ديگر،بررسي تطبيقي جايگاه كتاب نسبت به ديگرابزارانتقال مفاهيم عاليه دوران باشكوه دفاع مقدس همراه بارويكردآسيب شناسانه ازاهداف اين مقاله خواهدبود.


ادامه نوشته

تأملی بر نقش زنان در عرصه دفاع مقدس

درطول تاريخ همواره تعداد زنان جنگجو ، بسيار كم تر از مردان مبارز بوده است ، ولي نكته ي مهم اين است كه هنگام بروز جنگ و دفاع يك ملت در برابر حمله دشمن ، تنها اعزام مردان به صحنه ي نبرد ضامن پيروزي نخواهد بود ،

بلكه حمايت و پشتيباني از نيروها ، تحريض و تحريك و تشويق مردان به حضور مداوم در جبهه ، مراقبت از كودكان ، پرستاري از مجروحان و مداواي زخمي ها ، قبول مسئوليت زندگي در نبود مردان ، حفظ سنگرهاي پشت جبهه و توسعه ي هسته هاي مقاومت محلي در موارد اضطراري ، تأثيري مستقيم بر روحيه ي رزمندگان و حتي سرنوشت جنگ خواهد داشت. این رسالت و وظيفه ي سنگين همواره در طول تاریخ بر عهده زنان بوده است.
تاريخ اسلام، تاريخ جهان ، جنگ هاي بين الملل اول و دوم و تاريخ معاصر ايران ، نمونه هاي حضور و مشاركت زنان در امور پشتيباني و حمايت از مردان براي پيشبرد جنگ را فراوان در خود جای دارد.جمهوري اسلامي ايران با داشتن الگوي مشاركت زن در هنگامه دفاع و صحنه هاي نبرد در صدر اسلام ، زنان را براي انجام امور مهم در هشت سال دفاع مقدس سازماندهي و به كارگيري مي نمود. زنان ایران با یادآوری رفتار و سيره ي حضرت زهرا (س)و حضرت زينب (س) و ديگر زنان قهرمان صدر اسلام، به وظيفه الهي و انساني خويش در طول دفاع مقدس عمل می نمودند.

ادامه نوشته

يا حسين

امام حسين  وياران عزيزش پيامهاي شفابخشش را همه ساله بر بالهاي سرخ شهادت مي نويسد و پيک هاي رهايي را بر موج هاي محرم و عاشورا سوار ميکند. اي صاحب محرم! اي پناه جان هاي شيفته و حسيني ! سينه هاي ما تکيه اي قديمي است که با اشعار محتشم ، سيه پوش است. و درب آن با کليد يا حسين باز ميشود و زمين آن با اشک و مژگان چشم ها آب و جارو ميشود.

ما دل هاي خود را وقف تو کرده ايم يا حسين ! يا حسين !....


شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

4درس از كربلا (حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر احمد رهدار )

هويت‌ها همواره در نسبت با يک غيريتي ساخته مي‌شوند؛ بدين معني که اثبات‌ها از دل سلب‌ها بيرون مي‌آيند يا لااقل با آنها ملازم‌اند. گو اين‌که بي‌نفي «شرک»، اثبات «توحيد» و بي‌طرد «غي»، احقاق «رشد» ممکن نيست. به‌رغم اين، برخي از اثبات و نفي‌ها نسبي و برخي مطلق‌اند و به تبع، هويت‌ها نيز چنين‌‌اند. پس هر اثبات و سلب مطلقي، هويتي مطلق و هر اثبات و نفي نسبي، هويتي نسبي را در پي خواهد داشت. از ميان عناصر هويت‌بخش مشهور، مثل مليت (مثل ايراني بودن)، صنفيت (مثل دانشجو بودن)، جنسيت (مثل مرد بودن) و ديانت (مثل مسلمان بودن)، عنصر دين ـ به دليل ابتناي آن بر حق مطلق و غيريت آن با باطل مطلق ـ دربردارنده اثبات و... نفي مطلق‌ و به همين دليل از قابليت هويت‌بخشي پايدارتري برخوردار است. در درون خود دين، مؤلفه‌ها و عناصر هويت‌بخش از يک درجه و قابليت برخوردار نيستند، برخي از عناصر دين محوري و برخي ديگر غيرمحوري هستند و به همين ميزان در هويت‌ دادن به پيروانش مؤثرترند.
در دين اسلام (مذهب تشيع)، عنصر امامت يکي از ارکان دين به حساب مي‌آيد و هر مناسبت تاريخي که مظهر بيشتري براي روح آن باشد، از توان بيشتري براي هويت‌بخشي ديني برخوردار است. در تاريخ اسلام، واقعه عاشورا يکي از رخدادهاي تاريخي است که بيش از هر رخداد تاريخي ديگر چنين نقشي را ايفا کرده است. به عنوان مثال، در ايران اسلامي، عاشورا و مناسبات مربوط به آن از جمله عزاداري‌ها همواره نقش هويت‌بخشي مثبت داشته است. از سويي در وجه سلبي‌اش، به دليل روح ظلم‌ستيزانه‌اي که در آن وجود دارد، به بهترين نحو، دستمايه جنبش‌ها و نهضت‌هاي آزاديبخش در قبال دستگاه‌هاي ظلم قرار گرفته و از سوي ديگر، در وجه ايجابي‌اش، به دليل روح ايمان، عشق، استقامت و عزتي که در نهفته، به تعالي و تکامل دروني معتقدان و پيروانش انجاميده است.
***
جريان عشق، عاشق‌کش است؛ نه ليلي‌هاي زميني و نه معشوق آسماني، هيچ‌ کدام‌شان گنج وجودشان را بدون رنج در اختيار مجنون و بنده خود قرار نمي‌دهند. اين قانون عشق است که هرچه در آن عاشق جلوتر برود، جام بلايش بيشتر بود. خداوند تعالي ايصال بنده به خود را جز از طريق مبارزه قرار نداده است، گو اين‌که قدم از قدم در مسير قرب الهي نمي‌توان برداشت، مگر اين‌که مبارزه کرد و چون رفتن به سوي خداوند مقيد به هيچ زمان و مکاني نشده است، لاجرم بايد امکان مبارزه در هر زمان و مکان براي انسان مهيا مي‌گشت. درست به همين دليل است که خداوند تعالي در درون انسان، دشمني به نام «نفس امّاره»‌ قرار داده تا در همه زمان‌ها و مکان‌ها امکان مبارزه و به تبع آن‌ حرکت به سوي خداوند براي وي مهيا باشد. مسير قرب الهي چونان مسير تحصيل علم است که هرچه جلوتر مي‌رويم، ضمن اين‌که به گنج نزديک‌تر مي‌شويم، با مطالب علمي مشکل‌تر و پيچيده‌تر روبه‌رو مي‌شويم. در عين حال توجه به اين نکته نيز لازم است که اگرچه مطالب علمي در مدارج بالاتر مشکل‌تر و پيچيده‌تر است، ظرفيت ادراکي متعلم نيز به همان ميزان، موسع و گسترده‌تر است.


ادامه نوشته

کوچه هاي اجابت ؛ سلام بر تو اي خون خدا...(حميدرضا پديدار)

سلام بر زمزمي که از کربلا مي جوشد. سلام بر موسم عاشورا، سلام بر غزلهاي عاشقانه حسيني. سلام بر سجاده هاي مرطوب گريه. سلام بر ترک هاي قلب حزن و اندوه.

اي حسين! آن کدام خيال نازک بيني است که حرکت عاشقانه و سترگ تو را از سر درک و درد به کمال فهم کند؟
حسين جان! راه تو، راه دل است و هر گاه عاشقي به دل توجه کند، تو را مي يابد و مرقد تو در دل دوستداران عاشق توست.
حسين! اي خون خدا! سلام بر تو که در قامت شمشير و هيبت نور به خيمه هاي آه و گداز پيوستي و مهياي کارزار شدي.
کدام چشم است که مرثيه ات را بشنود و خونابه غم مظلوميت و غربت انسان را از ديدگان فرو نريزد؟
اي حسين! ما بزم نشينان کوفي نيستيم. جانمان فدايت! پيشه ما عهدشکني نيست و رسممان بي وفايي.
ما از اين روزگار ظلماني خسته ايم.
سيد و سالار شهيدان! عشقت را چون باران بر سرزمين کويري روحمان بباران.
اي حسين! در شگفتيم که پس از مصيبت خون بار عاشورا و شهادت تو، چرا کوه ها هنوز ايستاده اند و ابرها هنوز برفرازند؟ چرا خورشيد هنوز مي درخشد و افلاک در فضاي لايتناهي رها نمي شوند؟! چرا چشمه ها هنوز مي جوشند؟ چرا خون در ميان رگهاي آدميان جاري است؟ چرا ديده ها هنوز روشن است و چرا سرنوشت ها هنوز رقم مي خورند؟...
و اين چيزي نيست جز عنايت تو، اي مظلوم هميشه تاريخ! خوب مي دانيم تو، عاشورا و قيام پرشورت، عطيه اي الهي هستيد که هر سال از آسمان خدا چون رحمتي بي بديل بر سفره وجود تشنه و گرسنه زمينيان فرود مي آييد، تا شايد راه هدايت در جهان هستي جريان يابد. به اميد زيارت و شفاعتت...

حق و باطل از دیدگاه امام علی علیه السلام(دكتر رضا رستمی‏زاده)

چكیده:

هر انسان دردمند و بیداری در هر زمان و جامعه‏ای، در پی شناخت‏حق و باطل است تا بتواند راه حق را برگزیند و به سعادت و رستگاری نایل آید. با پژوهشی در خطبه‏ها و نامه‏ها و كلمات حكمت‏آمیز حضرت علی‏علیه السلام در نهج‏البلاغه درباره «حق و باطل‏» ، موضوعات ذیل جلب توجه می‏كند: حق و باطل و مصادیق آن; معیارهای شناخت‏حق و باطل و بزرگ‏ترین و مهم‏ترین آن‏ها; استقامت و تلاش در راه حق; موانع وصول به حق; سرانجام اهل حق و اهل باطل. حركت در عرصه معرفت‏حق با همه ارزش والایش برای كسانی كه آمادگی‏های علمی و عملی لازم را برای صعود به قله‏های فرازمند حقیقت و معرفت توحیدی كسب نكرده‏اند، راهی است دشوار و چه بسا به جای هدایت، به تباهی وهلاكت منجر شود، پس برای رسیدن به حق، باید پیرو قرآن و سنت‏بود و بدون كسب صلاحیت لازم، از گرفتار شدن در باتلاق‏های شبهات و چون و چراهای بی‏فرجام دوری كرد. توجه به بزرگ‏ترین معیار حق - یعنی پیامبرصلی الله علیه وآله و امامان معصوم‏علیهم السلام، به ویژه مولا علی‏علیه السلام - در وساطت نزول فیض و رحمت‏حق و دفع موانع حق، امری حتمی و لازم است، بنابراین، باید فرصت‏ها را مغتنم شمرد و با دقت در ژرفای بیانات اهل بیت عصمت و طهارت‏علیهم السلام همچون نهج‏البلاغه مانع از قرار گرفتن این میراث عظیم و گنجینه پربها در كنج انزوا شد.

ادامه نوشته

« عاشورای دیروز، عاشورای امروز »

خداوند زمین را آفرید.
انسان را آفرید.
تمامی موجودات زمین و آسمان‌ها را آفرید.
به انسان یادآور شد که او را بر سایر مخلوقاتش برتری داده و اینکه چگونه باید در هر عملی و رفتاری این تمایز را به رخ بکشد.
اما انسان فراموشکار بود.
پس خالق یکتا هر از چند گاهی رسولی از جانب خود برای یادآوری به سوی انسان‌ها روانه می‌کرد تا از خاطر نبرند که انسان هستند و در هنگام آفرینش روح خدایی در وجودشان دمیده شده.
آدم‌ها آمدند و رفتند
رسولان آمدند و رفتند
دیگر یاد آوری بس بود. هر آنچه که باید بداند را آموخته بود. فرستاده ای را مامور کرد تا آخرین باشد و هر آنچه را که لازمه فطرت پاک انسانیست به آن‌ها بیاموزد تا بشارت دهد به آن‌ها از ثمره اعمال نیک و انسانیشان و انذار کند از اعمال غیر انسانی، اما بشارت و بیمی که آخرین باشد.
فرستاده آمد با آنکه رسولان پیشین مژده آمدنش را به پیروان خود داده بودند. بسیاری از آن‌ها با دروغ و فریبکاری طوری وانمود کردند که گویی چنین پیام آوری را نمی‌شناسند چرا که با پذیرش آیین او در دکان‌ها و بقالی‌هایی که به نام دین برای فریب خلق بر پا کرده بودند تخته می‌شد.
اما گروهی دیگر با وجود همه آزارها و سختی‌ها به فرستاده و خدای او ایمان آوردند.
اما همه رسولان مثل همه آدم‌ها چند روزی میهمان این دنیا هستند. رسول آخرین هم به اذن خدا زمین را ترک کرد.

ادامه نوشته

راهي  كه نياز  به شناخت وبصيرت  دارد.....


با سلام به هم بلاگي هاي عزيز؛بزودي در وبلاگ پايداري به آسيب شناسي وبلاگ هاي دفاع مقدس مي پردازيم راهي كه نياز به شناخت  وبرنامه دارد وهمچنين به آسيب شناسي ونقد مسابقات وبلاگ نويسي برگزار شده در اين حوزه ؛ دوستان هم بلاگي با ما همراه باشند منتظر مطالب شما دوستان عزيز نيز هستيم .

منتظريم......

معرفي كتاب:شوالیه های ناتوی فرهنگی

کتاب جنجالی «شوالیه های ناتوی فرهنگی» نوشته پیام فضلی‌نژاد ، با مقدمه‌ حسین شریعتمداری توسط انتشارات موسسه کیهان منتشر شد.
به گزارش "این روزها" در این کتاب جنجالی باشما با اسامی افرادی چون  سید محمد خاتمی – حداد عادل - حسین نصر – لادن برومند –  رامین جهانبگلو – مهاجرانی – علی دهباشی – مراد ثقفی  هاله اسفندیاری – شیرین عبادی – فاطمه حقیقت جو – جین شارپ - فلاحیان – جورج سوروس – آگنش هلر و صدها نام مشهور دیگر مواجه و مطالب  ناگفته بسیاری را در موردشان مطالعه خواهید نمود تعدادی از تصاویر این کتاب که موید برخی اتفاقات حیرت آور است برای اولین بار منتشر می گردد.

این کتاب که جلد سی‌ام از مجموعه کتب «نیمه پنهان» است، در 368 صفحه روانه بازار کتاب شده است. «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» برای اولین بار ریشه‌های کودتای موسوم به «انقلاب مخملی» را در ایران، به شکل مستند ارزیابی و تحلیل می کند

و به تبیین نظری و عملی پروژه «ناتوی فرهنگی» می‌پردازد. مجموعه کتاب های «نیمه پنهان»، تا امروز اسناد و تحلیل های منتشر نشده ای از نیمه پنهان کارگزاران فرهنگ و سیاست را به چاپ رسانده است. در هفته های گذشته این کتاب به سبب حتوای پژوهشی و مستند خود، حیرت بسیاری از محافل اصلاح طلب و رفرمیست را در داخل و خارج از کشور برانگیخته است و رسانه های وابسته به این محافل می کوشند که با تحریف محتوای کتاب و نیز انتساب اتهامات واهی به نویسنده آن، با کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی روبرو شوند. دراین کتاب نیمه پنهان بسیاری از شخصیتهای سیاسی و فعالین سیاسی ، فرهنگی واجتماعی مورد بررسی و موشکافی قرار می گیرد

متن نامه نگاري ها ي ميان امام خميني و آقاي منتظري


امام خميني:آقاي منتظري! چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد
.
بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي منتظري


با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً

مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.


2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.


3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.


4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.


و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوي الخميني

ادامه نوشته